محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
336
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ذكر مجملى از اوضاع شاهوردى خليفه شاملو و بيان مآل احوال او در آن تاريخ كه ولى خليفهء شاملو ، بر سر حكومت بلدهء قاين از ناسازگارى دهر خائن در حدود ولايت ترشيز كشته شد ، اولادش متفرق گرديده بعضى به اردوى معلّى رفته اتباع و اولاد صغارش مصحوب نعش او به مشهد مقدّس شتافتند و شاهوردى بيگ كه اسن اولاد خليفه « 1 » و در آن زمان قورچى شمشير خاصهء شريفه بود ، بنابر آنكه در ايام سعادت فرجام شاه دين پناه ، داروغگى ولايت نطنز و توابع ، تعلق بقورچى شمشير ميداشت ، به نطنز آمده رحل اقامت انداخت و چون پادشاه فلك مسند شاه سلطان محمد ، در مقام تربيت اولاد ولى خليفه بود ، شاهوردى بيگ را بمرتبهء خلافت كه منصب پدرش بود سرافراز ساخت و طبل و علم ولى خليفه را به او ارزانى داشته سرش باوج رفعت برافراخت . و شاهوردى خليفه باستظهار تمام دل بر حكومت نهاده از هر طرف بقية السيف ايماقات ، روى توجه به خدمت جناب خلافت مآب آورده در اندك زمانى هزار و هفتصد نفر از جميع طبقات در سلك ملازمانش منخرط گشتند و چون شمهاى از آثار حسن سلوك خليفه و اولاد و اتباع ، در صفحات اين رقاع سبق ذكر يافته بتكرار آن نمىپردازد . القصّه مدت شش هفت سال در كمال استقلال در نطنز لواى حكومت افراخت و اوقات بسير و صحبت گذرانيده عمارات بنا كرد و با تمام رسانيد . از جمله بر سر كوهى عمارتى مثمن طرح انداخت و مبلغ صد و بيست تومان ، بلكه زياده جهت خرج آن قصر از مردم گرفت و حال آنكه دوازده تومان صرف آن شد . در خلال اين احوال نوّاب همايون را نسبت به على قليخان حاكم دار السلطنهء هرات سوء المزاجى پيدا شد [ ه ] در مقام او در آمد و امارت و حكومت آن بلدهء جنت
--> ( 1 ) - م : خليفه بود .